Im Munjantal heute

10.07.2021 | LAB 4

Berichte aus dem Munjantal – ein Gastbeitrag

Teilen:

نگاهی به دره   مُنجان  

پس از اکتبر سال ۲۰۰۱ میلادی میلیاردها دلار به افغانستان سرازیر شد. این کمک های مالی جامعه جهانی، به هدف توسعه و آبادی این کشور، بعد از چندین دهه جنگ صورت گرفت.

کمک های بین المللی باعث شد، افغانستان در بخش های آموزش، حقوق زنان و آزادی مطبوعات دست آورد های زیادی داشته باشد و در کنار آن ارائه انواعی خدمات ( صحی، معارف، مخابراتی و غیره)  در مناطق مختلف کشور بهبود بیابد. اما این مساعدت ها نیز منجر به گسترش فساد، استخراج غیرقانونی معادن و افزایش نا امنی نیز شده است.

اما در دره   مُنجان   ولایت شمال شرقی بدخشان، وضعیت متفاوت است. ولسوالی کران و  مُنجان  با نزدیک به ۸۰۰۰ نفر جمعیت یکی از دورافتاده ترین مناطق افغانستان است. ولسوالی کران و  مُنجان  یکی از ولسوالی‌های بزرگ ولایت بدخشان است. بیشتر بخشهای این ولسوالی کوهستانی‌اند. وضعیت جغرافیایی این منطقه به شورشیان  کمک کرده تا در گذشته بالای نیروهای امنیتی حملات انجام دهند.

 افراد برای دسترسی به آموزش عالی یا دسترسی به خدمات صحی باید راه های طولانی را طی کنند.  مُنجان  یکی از مناطقی است که در ۲۰ سال گذشته چندان مورد توجه دولت نبوده، ولی افرادی که من توانستم با آنها صحبت کنم با وجود همه کمبودی ها از وضعیت فعلی شان در ( مُنجان ) راضی بنظر می‌رسند.

 با این حال، کسانی که توانایی مالی دارند، به خاطر مستفید شدن از مزایای زندگی عصری، به شهرها می روند و ساکن می شوند. و کسانی هم هستن که برای خدمت به جامعه شان دوباره به روستایی شان  برمیگردند.

حمیرا ( ۲۵ ساله) که همراه با همسر و دو فرزندش در روستای آوین درۀ  مُنجان زندگی می کند، یکی از کسانی است که خواست دوباره برگردد تا بتواند به اهالی روستا خدمت کند. خانم حمیرا فعلأ آموزگار مکتب است. او خودش در شهر فیض آباد،  بدخشان در رشته تربیه معلم تحصیل کرده است و بعد از اتمام دوره تحصیلش به روستایش برگشت. خانم حمیر از سختی روزگار در مُنجان حکایت دارد.

„بله، آموزش در اینجا بسیار دشوار است. مردم روستاهای اطراف ما را تهدید می کنند که به مکتب نرویم. علاوه بر این،  ما [معلمین] مشکلات مالی داریم، مزدی که میگیریم کافی نیست. اما من از حمایت فامیلم برخوردار هستم و دیگران را نیز تشویق میکنم تا دختران شان را به مکتب بفرستند.“ مانندی اکثر مناطق افغانستان دسترسی به تعلیم برای خانم ها بسیار مشکل و نیز در مناطقی غیر ممکن است. در ولسوالی کران و  مُنجان  بنا بر نبود امکانات لازم دروس مکاتب به شکل مختلت صورت میگیرد، که بعضی اوقات مورد مزاخمت روستا های همجوار قرار میگیرد.

او گفت که „همه خانه های قریه ما کلبه های گلی است. من در خانۀ یک اتاقه، با همسر و دو فرزندم زندگی میکنم. زمستان در اینجا بسیار سرد است و تمام زمستان و تقریباً در تمام اوقات، در درون خانه آشپزی می کنیم تا خانه را گرم نگهداریم.“

به گفتۀ او „در درۀ   مُنجان   هیچگونه خدمات صحی برای مردم وجود ندارد، اگر کسی به بیماری جدی مبتلا شود، مجبور است برای درمان به شهر فیض آباد، مرکز ولایت بدخشان برود. „سفر به شهر فیض آباد بسیار طولانی است، تقریباً دو روز را دربر میگیرد. هنگام شب، ما مجبوریم جهت استراحت در یک منطقه پرجمعیت وقفه کنیم زیرا مسافرت در تاریکی شب دشوار است.“

غلام حسین ( ۶۰ ساله) متولد  روستایی پاسکران، ولسوالی کران و   مُنجان، مسئول مالی ریاست معارف ولایت بدخشان است. او از نبود اسباب لازم و شرایط مناسب در سکتور معارف شکایت دارد. اقای غلام حسین میگویید، „بخش معارف در شرایط بسیار بدی قرار دارد. از مناطق دیگر کشور بدتر است. مکاتب وجود دارد، اما بعضی از آنها صنف ندارند. زمانی که شرایط مساعد باشد، به دلیل نبود تعمیر برای دانش آموزان در فضای باز تدریس می شود. بعضی اوقات هم هیچ معلمی نداریم، اکثرا تعداد شان بسیار کم می باشد.“

„ولسوالی کران و  مُنجان  در یکی از مناطق بسیار دور دست واقع است و شاید هم به همین دلیل از نظر دولت و نهادهای کمک رسان بین المللی به دور مانده است. وضعیت امنیتی در کران و   مُنجان   نیز ثبات ندارد، در زمستان سرد آرام و با گرم شدن آب و هوا به شدت ناامن است. “ او می افزاید.

طالبان همیشه برعلاوه بر پول کوکنار از استخراج غیرقانونی برخی از معادن در افغانستان نفع برده اند. بدین دلیل طالبان همواره تلاش نموده اند تا معادن لاجورد بدخشان را تحت تصرف خود در آورند. طالبان خودشان معادن را عملاَ استخراج نمی‌کنند، اما در استخراج غیرقانونی سهم دارند و از مردم حق می‌گیرند.

اقایی غلام حسین میگویید که „یک معدن لاجورد وجود دارد، که بعضی اهالی کران و  مُنجان  در آن مصروف آند و همیشه بر سر آن بین طالبان و نیروهای دولتی جنگ وجود دارد. اما در حال حاضر، نیروهای دولتی كنترل كامل آن را بدست دارند.“

آو می افراید که „زندگی اهالی ولسوالی کران و  مُنجان  بسیار ساده است. اهالی این ولسوالی داری اقتصاد زراعتی هستند. برخی مصروف دهقانی و برخی هم مصروف مالداری اند. „

دوست محمد  مُنجانی)  ۲۷ ساله( فعال مدنی است او متولد روستایی شهران، ولسوالی کران و   مُنجان   میباشد. دوست محمد مُنجانی اکنون در فیض آباد زندگی می کند. آقایی دوست محمد  مُنجان ی از کسانی است که بخاطر تحصیلات عالی  مُنجان  را ترک میکند.

 او میگویید، „تنها دلیل مهاجرتم تحصیلات بود. پدرم در ولسوالی [کران و  مُنجان ] افسر پلیس بود. وقتی پدرم کشته شد، بستگانم مرا به تحصیل تشویق کردند. به همین دلیل به فیض آباد، و سپس به کابل رفتم ولی دوباره، برگشتم و اکنون با خانواده ام در فیض آباد زندگی می کنم.“ او بخاطر وظیفه که دارد نتوانست به  مُنجان  برگردد و در شهر فیض آباد سکونت آختیار کرد.

به گفتۀ او „شرایط زندگی در  مُنجان  همانند زندگی در قرون وسطی است. از مرکز ولایت تا ولسوالی تفاوت زیادی وجود دارد. در   مُنجان   مردم بسیار فقیر هستند، فاقد وسایل ابتدایی زندگی هستند. مردم خانه دارند، اما حمام یا دیگر ضروریات اولیه وجود ندارد.“ اهالی ولسوالی کران و  مُنجان  از امکانات اساسی یک زندگی مرفع بی بهره اند. ارائه خدماتی صحی، خدمات تعلیمی و خدمات مخابراتی بسیار ناچیز است، ولی نسبت به گذشته فعلأ در شرایط بهتر امنیتی زندگی میکنند.

„تا آنجا که به وضعیت امنیتی مربوط می شود، وضعیت در حال حاضر خوب است، اما طالبان قبلاً سعی کرده بودند تا بخشی از مناطق را زیر کنترل خود دراورند اما موفق نشدند. وضعیت اقتصادی اسفبار است! ما برخی از پیشرفتها، به ویژه در معارف داریم. تعداد مدارس و دانش آموزان نسبت به گذشته بیشتر شده است.“

نوت: مصاحبه با اشخاص نام برده شده در خزان سال گذشته انجام داده شده است. ضمنأ، من تلاش می ورزم که با مشارکت در جریان ماه های آینده این پروژه را اپدیت (بروز) نگه دارم.

سید جلال شجن

 روزنامه نگار آزاد


Autor:
Sayed-Jalal Shajjan

X